و تنهایی من شبیخون حجم ترا پیش بینی نمی کرد
ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱٩ دی ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

 

از صدای تو که از لای نغمه های دل نواز موسیقی

قلبت می تراوید در روحم دمیدم

یک مرتبه ابر دلم پر شد پرپر . میدونی چند ساله که ابر دلم پر میشه از تو و کسی نیست که بارششو ببینه  میبارم بر بادیه  ی عطشناک سینه ام

این روزها ترسی بر تمام وجودم سایه افکنده ترسی شیرین

                                                                            عجیب و پر از امنیت عاطفی تو

ترسی شیرین تر هدیه های معبودم

گردابی ام از ترسی که بر جانم افتاده ترسی پاک و ....پر  از تردیدم تردید به نگاه تو که از اون بالا منو چطوری میبینی با من داری چه کار میکنی ؟! بهم چی میگی ؟! داری به من می خندی نوازشم میکنی تأدیبم یا ...؟!!!دیگه عاجز از درک خیلی معانی ات  شدم قبلا راحت تر منظورتو میگرفتم دیگه نمیتونم نشانه هاتو معنی کنم ...

چقدر هوای زمین خوردنم هست  وای اگه مراقبم نباشی...

منتظرم و ناتوان

انتظاری تمام بی انجام

می دانی و نمی دانم

می بینی و نمی بینم

تو از حالم باخبری و من بی خبر از تقدیر تو  پس کاری بکن که آهم دلم را خاکستر نمود نای برخاستنم نیست با من می خوای چه کنی؟ دیگه کارم از آب رفته  ...

بال و پرم میدی ...بعد هامون مقابلم میگذاری و منو رها میکنی رهای رها تنها ی تنها ...میدونی بیشتر از همیشه محتاجتم ...و تشنه ی عشق تو ...

آمده ام با عطش سال ها ...       تا  تو  کمی عشق   بنوشانیم

آمده ام بلکه نگاهم کنی...           عاشق آن لحظه ی توفانی ام

ماهی برگشته ز دریا شدم ...          تا  تو      بگیری   و   بمیرانیم

 دوست داشتم پنهان تر باشم و رازناک تر 

نبینی شور و غلیان درونم را .چکنم که تشتم از بام فلک انداختی

سال ها پرده  داری کردم از امانتی که با شور و عشقت در من امید ماندن داد

و اکنون داشتن حس تو حیات بخش روح سلول های ناتوان شده و پر شده ابر سال ها تنهایی ام از شبیخون حجم تو  

و میدانم که ...وصل ممکن نیست

و به قول سهراب

نه وصل ممکن نیست

همیشه فاصله ای هست

 اگر چه منحنی آب بالش خوبی است

برای خواب دل آویز و ترد نیلوفر

همیشه فاصله ای هست .

دچار باید بود

وگرنه زمزمه ی حیرت میان دوحرف

حرام خواهد شد .

و عشق صدای فاصله هاست

صدای فاصله هایی  است که غرق ابهامند

 و همیشه عاشق تنهاست...