خیال شیرین
ساعت ٦:٤۱ ‎ب.ظ روز ۳۱ خرداد ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

 

میان خالی خلوت افتاده ام

وهجوم لحظات با تو بودن

سیلاب ترنم یاد تو پرم نموده

بوی تو حس تو آغوش گرم تو

غرقه ام نموده و در ژرفای خیال رها...

خلوت من پر از نگاه تو و سکوت من پر از واژگان مهربانی تو شده...

برای با تو بودن تا ابرهای دلتنگی بالا رفتم در کنار کوهستان خلوت تنهایی یافتمت

تنهای تنها رهای رها و در کنار دره ی آرزوها تجسم یک رویا را دیدم یک رویای محال...

مرور لحظات با تو بودن را دوست دارم و بر ابرهای مهربانی تو اوج میگیرم

و در کنارت آسمان را تنگ میبینم

تو تجسم یک رویایی

تبلور یک خیالی

 خیال شیرین

 


 
راز علاقه ی پنهان من و سایه ی عشق تو
ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ روز ۸ خرداد ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

ساده بگویم    

نگاه زاده ی علاقه است

اگر دو چشم روشن عشق به تو نگاه کرد دیگر تو از آن خود نیستی

زمان می گذرد ...زمانه هم ...

کودک هستی...   جوان می شوی و جوانی  نمی کنی

رد می شوی به میان سالی و کهن سالی میرسی ...می مانی

همیشه در پی گم شده ای هستی که با تو هست و نیست !

باز آن دو چشم روشن عشق را در غبار بی امان زمان جست و جو می کنی

او دیگر تکه ای از تو شده ...سایه ای از خودش بر دل تو

گوشه گوشه ی این دل خراب

سرشار از عطر نگاه توست عزیز