یاد یار مهربان
ساعت ٢:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱ امرداد ۱۳۸٥  کلمات کلیدی:

این بار نیز نوشته ام رابه یاد یار مهربانی می آرایم

تا بوی جوی مولیان دوباره همه عاشقان ومشتاقان را سرمست کند

.......................

برای تو مینویسم که هر وقت نسیم حضورت فضایم را پر میکند

پر میگیرم به سوی تنفس بودن وتنهایی اوجخیال باطل 

برای تو یار دیر آشنا که دیر دیر میبینمت ولی هر بار دیدنت بعد از مدت های غربت پیام شادی محبت وصداقت برایم هدیه می کند 

حس زیبایی است که در خلوت خود بعد از مدت ها یافتم حسی که با صدای قدم های مشتاقانه ی تو بیدار شد صدایی که اول از همه به استقبالم میاید ومرا شگفت زده می کند

برای تو می نویسم که همواره از سالیان قبل نگاه های متین محکم پاک خالص ومورد اعتمادت را می شناختم ومی پسندیدم شاید کسی به اندازه ی من قدر این نگاه های امن گرم ودوستانه وکاملا پاک دوستی رانداندو ان را بها نداند

تو قابل اعتماد تر از آنی که بدانی واگر بدانی که چقدر به تو می بالم

تو رنگ تازه ای به نگاه های دوستی بخشیدی  ممنونم از تو  وتمام انسان های مهربان و دوست داشتنی

..........................

ارزش ما انسانها به اندازه ی نیازی است که به هم داریم  ودرک ارزش انسانی امان /

انسان ها برای آن که هستند  زندگی نمی کنند بلکه برای آن زندگی میکنند که هستند /

و ما خلا هایمان را با دوستان پر میکنیم هر خلایی با صدایی دلنشین ظرف خالی وجودمان را

 پر می کند