پيمان زندگی و مهر
ساعت ٢:٠۱ ‎ق.ظ روز ۳٠ فروردین ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

میخواهم در سال جدید دوباره پیمان ها یمان را با تو معبودم محکم کنم تا  بتوانم آسوده خاطر تنفست کنم

میخواهم بهت قولی بدم

و بهم قولی بدی

البته برای قول دادت از خودت یاری  می طلبم که بی خواست تو هیچ میسر نشود

میخواهم  قول بدم که  با انرژی و اراده ای مصمم

بنده ای نیکو رفتار باشم

مادری فهمیده پر احساس و قوی

همسری صبور و آرام و همراه

استاد و معلمی متعهد وتوانا وپر عشق

دوستی پر گرمی مهر گذشت و ایثار

  قلبی همیشه تپنده برای تو و بهترین برگزیدگانت

گوشی شنوا برای درددل ها

چشمی بینا برای دیدن زیباییهایت

زبانی گویا برای یادآوری خوبیهای تو وبندگانت

 دستانی گرم برای فشردن دست های منتظر مهر

و انسانی رشد یافته و سبک روح

اما میخوام قول بدی همانند نداهای آسمانیت در قرآن .میخوام دوباره بشنوم تا ژرفای وجودم و گوش  دلم از شیرینی وعده هایت پر شود و در بزم مهربانیت به سماع برخیزد

 که

وقتی صدایت کردم برایم  بخوانی انا سمیع علیم

وقتی با چشمان منتظر نگریستمت بگویی انا بصیر بالعباد

وقتی تنها ی تنها شدم  تشنه ی عشق و مهر کنارم بنشینی

در آغوشم کشی و نوازشم کنی

و وقتی یادم رفت چقدر دوستم داری یادم بندازی که امروزم آرزوهای دیروزمه که مقدر کردی

وقتی از شدت ضعف و ناتوانی به درگاهت مینالم  تو نشنوی ناله های کفرآمیزم را تا این بنده ی ناسپاس یادش بیاد هر وقت نیازی داشته تو به مصلحتش آن را برآوردی و او هنوز از حکمت و تدبر تو غافل است  و

 او را در این مواقع ببخشی مثل همیشه

و به من

 آرامشی ببخشی  برای پذیرش از دست دادن  بارانم که زندگی ام بی او پر بغض تنهایی

همیشه چشم به راه  دسته گل هایت هستم مثل بارانم که ............ دیگر ندارمش

ای مهربان ترین مهربانان 

.....................................................................................................................

و من  میتوانم آنی باشم که خواسته ام ؟؟

 در حالی که تو وعده هایت همه تحقق پذیرفته اند