زادگاه میثاق عشق
ساعت ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ روز ٩ امرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

 مسافر عشق! 

 از بوی گذر تو خاک کعبه ی آشنایی ها جان گرفت عطر تو در بهشت خاطرات دل پیچید ،گل اشتیاق یار شکفته شد و آهی حسرت بار از بندهای پایی اسیر به گوش جان رسید

خوش آمدی و قدم بر دیدگان حسرت زده ی بیت المقدس عشق نهادی تا کوچه های شهر از رد عبور تو عطردوست را به مشام خانه دلتنگ تو برسانند و زدوده شود غبار خاطرات دلتنگی های کعبه ی آشنایی دل...کعبه ای که از بهشت هدیه ی من و تو شده بود برای تبرک قدوم عشق و طواف دلتنگی های معشوق 

هر کسی کاو دور ماند از اصل از خویش        

                       باز جوید روزگار  وصل  خویش 

این کعبه ی ،کعبه ی تولد میثاق من و توست کعبه ی رازهای نگفته ی دل ،زادگاه کودک رویای شیرین سال ها در انتظار تو که در یکی از شب های روشن دلدادگی با شکافتن کعبه ی دل ، در دستان فرشته های مراقب عشق به دنیا آمد

 چه شب ها که نبودی و احرام دلتنگی ها بستم و به دیدارکعبه ی میثاقت شتافتم زیارتت کردم و ندیدمت!!! فقط خاطراتت را درآغوشم کشیدم و بوییدمش...

 چه شب ها که کنار حرم سال ها تنهایی ات نمازت کردم و تا صبح به یاد شب زنده داری های عشق ،تولد پاک داشتن تو ...در آغوش امن بوی تو خفتم و گرد و غبار نبودنت را توتیای چشمان به راه تو کردم .

 این مکان همیشه مقدس می ماند چون خدای عشق ناظر و دستان ابراهیم عشق سازنده ی آن است .این شب ها که تو در آن حرم قدم نهاده ای به زیارتت می آیم و رد دستان ابراهیمت را بوسه گاه عطش دلتنگی هایم می کنم.

گذرگاه بهترین روزهای من ، زیارت و تجدید خاطره با همین کعبه ی مقدس عشق توست

 آسمان این شب های من روشن اند اما بی رنگ و من تا صبح کنار این شب ها بیدارتم چه قدر این روزها که روزهای حج توست دلتنگتم با بال های اشتیاق هرشب به گرد کویت آیم و با پاهای شکسته بازمی گردم!

حال تو در هر زمانی قدم براین کعبه بنهی و ماه ها آید و نیایی... سالی بگذرد و تو دیر تر آیی ،قدم هایت را درشرق جا بگذاری و بر بال های پرسرعت غرب بنشینی ،مسافت دور را کوتاه کنی و زودتر برگردی تا دوباره سرت را در گریبان روزمره ای کنی و...!!!پشت بر قبله ام کنی و گرد بی اعتنایی برچشمان زایرت پاشی... این منزل فقط چشم به راه توست و تو را می طلبد...تازگی آبادی اش با نفس تو جان و نام می گیرد. بروبی یا نروبی اش، صلایش بزنی یا نه طوافش بکنی یا نکنی!

این کعبه،بیت المقدس زادگاه عشق من و تو خواهد ماند تا همیشه

قبله ی خاطرات رویایی من

و در غرب دلتنگی ها می ماند

می ماند چشم به راه تو و من!