مونس جان
ساعت ٤:٢٩ ‎ب.ظ روز ٢۱ خرداد ۱۳۸٥  کلمات کلیدی:

سحرگاه است وباز خلوت من ودلتنگی و روشنایی حضور تو

 

وقتی از درد  وجفای وارد شده ی درونم در این لحظات صبح به تو پناه آوردم وه که چه زیبا مرا دربر گرفتی  ومثل همیشه تو شدی دلخوشی من  برای بودن و زیستن

 

ای آرامش غم های من در این زمان بی کسی چه خوب است  که هستی میشنوی وپاسخم میگویی،چه قشنگ نوازشم کردی دلداریم دادی وآرامم کردی،چه لذت بخش است  در آغوش تو بودن

 

آه اگر ترا نداشتم  آغوش چه کسی میتوانست اینگونه امن باشد!!!!!؟؟؟

 

ساعت چند دقیقه مانده به طلوع است و در این سکوت دلپذیر دفتر قرآنت را میگشایم وفقط از تو مدد میجویم تو ای مونس من در شبهای فریاد غم و تنهایی /دلم تنگ تنگ است  وصدای بارش  مداوم اشکهایم کاغذ سفید دلم را برای روییدن صدای عشق تو

 

مهیا میکرد،وتو بودی  وپاسخم دادی :

 

(سوره نمل)امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء(آیا آن کیست که دعای بیچارگان مضطر را به اجابت می رساند ورنج وغم آنان را بر طرف می سازد)

 

از شوق شنیدن تو بال گشودم و حس بودن تو درکنارم سیرابم کرد/وقتی از ظلم نامردمان به تو گفتم پاسخ دادی:

 

(نمل)و لا تحزن علیهم و لا تکن فی ضیق مما یمکرون(تو بر کفر وبدبختی این کافران اندوهگین مشو واز مکر آنان نیز دلتنگ مباش)

 

وقل عسی ان یکون ردف لکم بعض الذی یستعجلون و..توکل علی الله انک علی الحق المبین..(وبگو بعضی از آن وعده که به وقوعش تعجیل دارید بدین زودی شاید در پی شما آید..پس بر خدا توکل کن که البته بر حقی وحقانیت تو بر همه آشکار است)

 

چه لحظات دلنشینی با شنیدن این آیه ها یافتم احساس دوباره برخاستن وشروع دوباره ،اتاقم پر شده از بوی گلهای تو، چه صبحی !دوباره با حضورت متولد شدم

 

محبوب من فقط عشق توست که سیرابم می کند

 

تا تو به خاطر منی کس نگذشت بر دلم       مثل تو کیست در جهان تا ز تو مهر بگسلم؟

 

اکنون از اشتیاق شبنم تو تازه ام ،به خاطر این همه لطف ، ممنون ممنون ممنون

یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم     دولت صحبت آن مونس جان ما رابس