چشمانی به راه تو

                با توام

 ای  همه ی معنای گم شده ام

         ای پیدای پنهانم

          ای آن دیگرم 

      ای من هستی ام

    ای رویای همیشه در سفر

    ای مسافر همیشه در رویا

    زاد سفر برچین و در انتهای جاده های انتظار سوسوی چشمان نگرانم را ببین

            قدم نه و از جاده های رویا بگذر و براین چشمان منتظر بنشین

 مرا ببین که درانتهای این جاده دستانم را گشوده ام تا حلقه ای ناگسستنی

                   برگردنت  شوند برای لحظات خوش رسیدن

    بی صبرانه منتظرم تا با تو به سرزمینمان باز گردم به زادگاه حلول روح

                           و بپریم تا  آشیان حقیقی پرستو ها

/ 11 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دردانه

چشم هایم را به هم نمی زنم مبادا که بیاید و من در خواب باشم .. سراغ مسافر را از سروهای حاشیه جاده گرفتم .....چکاوک ها و از ندای گره شده در نای گنجشک ها چون بغض در گلویم ...روزی گنجشک ها آواز را تقدیم مسافر خواهند کرد .....

♥فاطمه♥

سلااااااااااااااام... مثل همیشه شیرین و زیبا و قشنگ...[گل][قلب][گل]

کیان

ممنونم عزیزم نیاز نبود این همه ازم تعریف کنی !! اولین نفرم که بارت کامنت میذاره !

روحی

سلام خوبی ترنم منم خوبم امیدوارم هر جایی شاد و آزاد باشی

پاییز

برگرد به من وقتی آرووم شدنت خیلی بعیده......... برگرد به من !!

طره

بی صبرانه منتظرم تا با تو به سرزمینمان باز گردم به زادگاه حلول روح و بپریم تا آشیان حقیقی پرستو ها بسیار زیبا بود

فتح

دوست می دارم من این نالیدن دلسوز را تا بهر نوعی که باشد بگذرانم روز را کامجویان را ز ناکامی چشیدن چاره نیست بر زمستان صبر باید طالب نوروز را عاقلان خوشه چین از سرِ’ لیلی غافلند این کرامت نیست جز مجنون خرمن سوز را

م

آنجا که عشق خلاصه ی هر بود و نبود میشود مرا همان تلنگر خوشوار شیرین جنون ساز و جنون آمیز سلام زیباست

فتح

غریب تو را غربت وطنست هرگز کی به خانه رسد کسی را که غربت وطنست

♥فاطمه♥

آپـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم[گل][گل]