دلخوشی داشتنت

وقتی تو را کنار خود احساس میکنم پرمیشم پرپر...آن گونه که جایی برای نبودن نیست

وقتی دور میشی از من انگار هیچم هیچ هیچ... اونطور که انگار جایی برای بودن نیست

و من دائم در تلاطم داشتن و نداشتن تو غرقه شدم و در این پر و خالی شدن ، بودن و نبودن تو را پیدا کردم در انتهای نقطه هیچ شدنم ...

و در دام طلبم گرفتار خواهشم نمودمت ...

و چه قدر زود می گذرند دلخوشی لحظات رویایی من...

و چه قدر باارزشه وقتی بدونی این دلخوشی انگیزه ای میشه برای تداوم انسان بودن درک اوج پرواز درک نیاز به هم نفس برای تعالی روح و سبک بالی جان...

و تو می توانی تعبیر کنی و ترسیم ،اوج لحظات قشنگ بودن را در تلاطم نبودن؟

/ 35 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسين

تو همان فرشته ای که بوی بهشت میدهی.. هرگاه به این کلبه میایم.. قلبم آرام میگیرد.. این کلبه سرشار از عشق و لطافت و مهربانیست.. و اینها را باید از صاحب این کلبه بیاموزیم... عشق با لطافت و مهربانی اوج زیبایی و پاکیست

م مثل محمدی

با چاقوی میوه خوری منتظرتان هستم سلام تشریف بیاورید برای خوانش داستانی در گذر قصاب ها

صلیب نقره ای

دلخوشی توی این روزگارفقط صبیحت بادوست وبلاگ نویس هست...

JesUs TeaRs

لحظات دلخوشی چقدر زود می گذرند..اسمش روی آن هاست..همانی که گفتی..رویا!!..و وقتی ناگهان بیدار می شویم..او دیگر نیست..!... احوال استاد بزرگوار و شاه ادبیات و احساس..؟![گل]

دلخون

سلامی ازگذرگاه دل خویش برای آنکه دائم می خروشد سلامی از درون آتش قلب ترنم را که دارد فهم آن لب

حسين

سلام ترنم عزیز هرچه کردم دل بی تو آرام نمیگرد... گر تو نباشی عشق جنون میگیرد بیا بامن باش که بی تو هیچم... دل در فراق تو بی تابست و آرام نمیگیرد تو که استاد عشقی.. چرا نمینویسی.. منتظر احساس زیبایت هستیم

خجاییل

[گل][گل][گل] [گل]تقدیم به شما