زبان نگاه

چندی است دیگر به اعجاب سخن اعتقادی ندارم و مرور زمان ذهنم را از تاثیری که حرف ها وزیر وبم اصوات بر اندیشه ام می گذشت به کلی دور ساخته .دیگر نطق های آتشین وفریادهای خشم الود وصداهایی که هرازگاهی نازک شده و سعی در تسخیر اندیشه ام دارهیچکدام درون روحم نفوذ نمیکنند فقط میخواهم صداها را بشنوم و تشخیص دهم فقط همین....ودر عوض چشمانم را وادار کردم تا همه چیز را دوباره ببیند دوباره وجور دیگر .دیگر نگاه های بی تفاوت  را از نگاههایی که که سرتاپا از خواهش و تمنا سرشارند تشخیص میدهم خشم و کینه و عشق و محبت را نیز میتوان شناخت زیاد هم سخت نیست کافی است زبان نگاهها را آموخت .....

زبان نگاه

"لبخندی است پنهان درون سینه ی پر درد و اشکی است آشکار بر روی چهره ای که خنده اش در تظاهر است./

نشود فاش کسی آنچه میان من وتست  

                              تا اشارات نظر نامه رسان من وتست

گوش کن با لب خاموش سخن میگویم  

                          پاسخم گو به نگاهی که زبان من وتست

 

 

/ 6 نظر / 19 بازدید
باران

بهترين چيز رسيدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است مهربانم .لبخند بزن

>>>Booshveg<<<

هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد ؛ و كسي كه چنين ارزشي دارد ؛باعث اشك ريختن تو نمي شود

>>>Booshveg<<<

به دنيا دل نببندد آن كه مرد است كه دنيا بهره اش اندوه و درد است به گورستان روان شو تا ببيني كه دنيا به رقيبانت چه كردست

>>>Booshveg<<<

نقش تو چون آينه بنمود راست خود شكن آيينه شكستن خطاست من خیلی دوست دارم

باران

سلام عزيزم بالاخره ديدمت به خودم تبريک ميگم

نازنين

اگر باران نباشد منم نيستم اگر اسمان نباشد ابری در زندگی نيست اگر اب و غذا نباشه حیوان و پرنده ای نیست خداحافظ تا دیدار بعد