خیال شیرین

 

میان خالی خلوت افتاده ام

وهجوم لحظات با تو بودن

سیلاب ترنم یاد تو پرم نموده

بوی تو حس تو آغوش گرم تو

غرقه ام نموده و در ژرفای خیال رها...

خلوت من پر از نگاه تو و سکوت من پر از واژگان مهربانی تو شده...

برای با تو بودن تا ابرهای دلتنگی بالا رفتم در کنار کوهستان خلوت تنهایی یافتمت

تنهای تنها رهای رها و در کنار دره ی آرزوها تجسم یک رویا را دیدم یک رویای محال...

مرور لحظات با تو بودن را دوست دارم و بر ابرهای مهربانی تو اوج میگیرم

و در کنارت آسمان را تنگ میبینم

تو تجسم یک رویایی

تبلور یک خیالی

 خیال شیرین

 

/ 50 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دلخون

به گفتن حرفی به کیش کدام رسول تو خواندی که تیغ کشانند پدیده های خدا را

دلخون

می خواهم همچو دیروز سخن از دل بخوانم اما نمی دانم چرا دیگر نمی آیدمرا هیچ زبانم لال شد ...مسدود هنوز از بغض مبهوتم هنوزاز....جور ویرانم نمی خواهی بیائی جان من ..جانم دمی ویرانه ی مارا نسیمی سبز بنمائی

دلخون

سلام گفتم سلام اما بخوانش صد بار بی کران که مرا نوشته یکی است اماز عمق جان بار هاست..... سلام...... سپاس و سکوت آن همه زیبائی را کدام کلک تواند به سراید زشوق دیدن خطی که زآن عیار بیاید سپاس همراه نازم سپاس ...سپاس

ترمه اطلسی

سلام برای همه ی این سلام ها ممنون دیوار های دلکده ام را مرمت کر ده ام قدم رنجه کنید منت گذارده گوشه ی چشمی به خط خطی های روز و شبم بیاندازید یا حق

فرهاد

[قلب]

.: اوکالیپتوس :.

از قدیم خطاب به(برخی) حاکمان گفته اند: در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت این عو عوی سگان شما نیز بگذرد...

خجاییل

انتظار از رسم های روزگار است. جبران خلیل جبران[گل]

خجاییل

منتظر بهترین ها باشید[لبخند][گل]

بی نام

[گل]

شقایق(پاییز)

و چشم هایی که روزی چشم باز میکنی و می بینی دیگر تکه از خود توست ....